عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
به وبلاگ خودتان خوش آمدید. این وب برای یادگیری در لحظات شاد ساخته و پرداخته می شود. پس نظرات خود را فراموش نکنید... از نظرات انتقادی و سازنده خوشحالتر می شویم!!

آمار مطالب

:: کل مطالب : 127
:: کل نظرات : 259

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 0
:: تعداد اعضا : 3

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 0
:: باردید دیروز : 2
:: بازدید هفته : 6
:: بازدید ماه : 41
:: بازدید سال : 139
:: بازدید کلی : 139

RSS

Powered By
loxblog.Com

بیایید خوب متفاوت باشیم!! همیشه راهی برای بهتر زندگی کردن وجود داره! اگر کمی بیشتر دقت کنیم!

دکترا نمیخوانم
یکشنبه 24 خرداد 1394 ساعت 19:33 | بازدید : 751 | نوشته ‌شده به دست gilanedamon | ( نظرات 10 )

لباس و مدرک دکتری

> طولانی هست ولی یه چیزی ازش یاد میگیرید... شاید راهتونو پیدا کردید <

دکترا نمیخوانم

 به قلم مهندس شعبانعلی

از سال ۸۰ که مدرک لیسانسم را با معدلی بالا، از دانشگاه صنعتی شریف گرفتم تا سال ۱۳۸۴ باید دائماً جواب دوستانم را میدادم که چرا فوق لیسانس نمیگیری. دو باری هم کنکور شرکت کردم و با رتبه خوب در دانشگاه خودم قبول شدم اما نرفتم. سال ۸۶ که مدرک کارشناسی ارشد را از دانشگاه شریف گرفتم (با رتبه و معدل بالا) باز امروز، دوستان زیادی می پرسند که چرا ادامه تحصیل نمیدهی و دکترا نمیگیری…

پراکنده در جاهای مختلف جواب داده ام. اما گفتم یک پاسخ تفصیلی اینجا بنویسم…

مقدمه اول:

یک واقعیت وجود دارد. نباید نظام آموزشی، به مسیر رشد و پرورش ما جهت بدهد، این ما هستیم که مسیر رشد خود را انتخاب و ترسیم میکنیم.

شاید سالها بعد، علاوه بر دکترا و پست دکترا، پست پست دکترا، پست پست پست دکترا و … هم در دانشگاه ها شکل گرفت. یعنی ما دیگر باید زندگی خود را تعطیل کنیم و تا دم مرگ به در دانشگاهها دخیل ببندیم؟

هر درجه تحصیلی معنا و مفهوم و کارکردی دارد.

اجازه بدهید که اول در مورد کارشناسی بگوییم.

خود کارشناسی یکی از ترجمه های غلط و طنز آمیز است. کارشناس کسی است که سالها تخصص و تجربه دارد. ما هر کسی که چهار سال در دانشگاه میچرخد و غذای ارزان میخورد و روی صندلی های سفت دانشگاه، مینشیند و اس ام اس بازی میکند و با تقلب در پایان ترم نمره ای می آورد، کارشناس مینامیم!

لیسانس واژه متفاوتی است. لیسانس یعنی مجوز. چیزی مثل جواز کسب!

من وقتی لیسانس مهندسی مکانیک گرفتم، یعنی میتوانم و مجازم با این دانش، امرار معاش کرده و حق دارم در مورد آن حوزه، تا حد دانشم اظهار نظر کنم.

من باید چند سال در آن حوزه کار کنم تا به یک «کارشناس» به معنای واقعی کلمه تبدیل شوم.

به همین دلیل، در عمده کشورهای دنیا، مردم رشته لیسانس خود را با نگرشی به بازار کار و نیازهای روز جامعه، انتخاب می کنند.

فوق لیسانس یا کارشناسی ارشد، برای کسانی است که میخواهند در یک حوزه خاص عمیقتر شوند. عموماً وقتی معنی پیدا میکند که کسی لیسانس خوانده و مدتی در آن حوزه کار کرده و سپس تصمیم میگیرد به دانش خودش در آن حوزه عمق دهد.

مثلاً من مکانیک خوانده ام، سالها در صنعت کار میکنم، میبینم حوزه کنترل و اتوماسیون حوزه جذابی است که دانش من در آن محدود است. به دانشگاه برمیگردم تا دانش خودم را در آن حوزه خاص ارتقاء دهم. طبیعی است کسی میتواند این مقطع را به پایان ببرد که معلومات خود را در حوزه ای با رعایت روش شناسی علمی، به نتایجی کاربردی تبدیل کرده و گزارشی از این فعالیت (تحت عنوان تز یا مقاله) ارائه نماید.

دکترا برای کسانی است که رسالت خود را تولید علم و پیشبرد مرز دانش جهان در یک حوزه تخصصی می دانند.
مقدمه دوم:

اما در ایران تعریف متفاوتی در ذهن مردم است. همه فکر میکنند تا جایی که وقت و استعداد دارند باید این مقاطع را درست یکی پس از دیگری ادامه دهند!

کارکرد اصلی هم، نه دغدغه توسعه دانش و مهارت فردی است و نه پیشرفت علم. عمدتاً یک عنوان است.

این را از اینجا میفهمم که میبینم برخی دوستانم در دوره دکترا، درد دل میکنند که باید هر هفته یک مقاله بخوانند! این خود نشان میدهد که مقاله خواندن، یک «درد» است نه «غذایی برای یک روح گرسنه علم».
اما حالا دلایل من:

- ما در شرایط امروز کشور، در عمده رشته ها – نمیگویم همه. میگویم عمده – مصرف کننده دانش تولیدی جهان هستیم یا اگر هم نیستیم بی دلیل دست به تولید دانش زده ایم (فقط برای حفظ پرستیژ کشور و رتبه های علمی). ما هنوز یک مصرف کننده صحیح هم نیستیم. به همین دلیل مدرک کارشناسی هم، زیادتر از نیازمان است.

شاید به همین دلیل مسئولان امر، ده ها واحد درس عمومی را به مجموعه دروس دانشگاهی افزوده اند تا این چهار سال به هر حال به شکلی پر شود!

من کارخانه های بنز و بی ام و و برخی از برترین صنایع دنیا را از نزدیک میشناسم و بارها بازدید کرده ام. مرکز طراحی آنها پر از کسانی است که لیسانس (یا به قول آنها دیپلم مهندسی) دارند و یکی دو نفر دکتر هم برا ی پرستیژ به مدیریت برخی واحدها منصوب شده اند. من نمیفهمم اگر تولید بنز با لیسانس ممکن است چرا داشتن انبوهی فوق لیسانس و دکترا، به مونتاژ پژو منجر شده است!

- در بسیاری از حوزه ها ما هنوز Generalist (یک شخص که در زمینه های مختلفِ عمومی اطلاعات و مهارتی داشته باشد. نویسنده) هم نداریم پس چرا باید به دنبال Specialist (متخصص. نویسنده) برویم.



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید

[Comment_Avator]
پرنس بی نام در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :
واقعا خوشگه.اصن معلومه دخترتونه
پاسخ: منظورتون خوشگله دیگه؟؟؟ (0‿0)
قطعا که هست...

[Comment_Avator]
نعیمه در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :
اینکه فرشته س.....مااااااااااااااااااااااچ!!!!
پاسخ: (◕‿◕)

[Comment_Avator]
فاطمه در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :
آره خداییش خیلی خوشگله خدا مامانشو و خودشو واست حفظ کنه
پاسخ: آآآآآمـیــــــــــــــــــــــــــــن (♥‿♥)

[Comment_Avator]
☼آیدا☼ در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :
بزار تا اگر شوهرت ندادم هههههه
پاسخ: (☼_☼) ببخشیداااا... دختر منه!!! شما میخوای شوهرش بدی؟؟؟!! قطعا که من باید تعیین کنم کی باشه!
ولی عجب چیزی گفتی!؟ یه لحظه حس پدرانه م گل کرد... به فرض اون بله و من گفتم نخیرم ('_') چه خواهد شد اونموقع؟؟؟!

[Comment_Avator]
شمین در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :
عزیزم بعضی از نظر ها تبلیغی هستن و نویسنده هاشون مجازی اند تختشون کم نیست اگه فقط یه بار به وبشون بری میبینی که بالاش نوشته تبادل لینک هوشمند


پاسخ: (^‿^)... من عزیز شما نیستم، یک
می دونم اینا جنبه ی تبلیغی دارن، دو
واقعا یه مشت دیوانه ان، سه
چرا؟ چون اگر نظر جنبه ی تبلیغی داره، باید از راهش وارد شد و مث بچه ی آدم گفت عاغا بیا آدرس وبتو بذار تو وب من... نه مثل احمق ها چرت و پرت بذارن و حال آدمو بههم بزنن... حالم به هم میخوره از این جور نظرااا... عین پیامکای تبلیغاتی سیم کارتای اعتباری می مونن که هیچ جوره نمیشه از شرشون خلاص شد... حتی وقتی سیستم ارسال پیامشونو لغو میکنی

[Comment_Avator]
شمین در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :
عجب دختریه به باباش رفته



فقط خدا کنه مثل باباش اخلاقاش نباشه

وای شمین زبونتو گاز بگیر خدانکنه






پاسخ: (0‿0) ... مگه باباش چشه؟

[Comment_Avator]
باران در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :
چقدر نازه.مواظب خوبی هاش باش.

خدا حفظش کنه.
پاسخ: چشم... حتما... امیدوارم خودشم مراقب خوبی ها و مهربونی هاش باشه (^‿^)

[Comment_Avator]
شبنم در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :
جدی این بچه ی توئه؟

از کدوم زنت؟
پاسخ: خانوم گلم... موردیه؟ :/

[Comment_Avator]
×پرنسس باباجونم× در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :
من یه پسردایی دارم فک کنم مورد خوبی باشه براش بیایم خواستگاری؟؟

راستی...شما ازدواج کردین مگه؟؟
پاسخ: هر چی دخترم گفت... ولی تصمیم نهاییو من میگیرم و جواب آخرو خودم میدم ... دختر خودمه به خودم ربط داره :)))))))

[Comment_Avator]
×پرنسس باباجونم× در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :
جواب سوالمو ندادی
پاسخ: جواب سوال شما خیر هست :)


💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران